"خرما نتوان خوردن از این خار که کشتیم"
در باب برگزاری نخستین یادروز بزرگداشت سعدی – شیراز اول و دوم اردیبهشت 1377
به نام خداوند جان آفرین
اول اردیبهشت ماه جلالی یادروز سخنور و نویسندۀ نامی ایران ،افصح المتکلمین، سعدی شیرازی است. امسال شیراز ،سرزمین مهر و ادب، در این روز نقطۀ بازگشت به بهره گیری از ذخایر عظیم معرفت عرفانی، ادبی و اخلاقی این غزلسرای بزرگ پارسی بود. با برگزاری نخستین یادروز سعدی در شیراز پاسداری از ارزشهای فرهنگی در این سرزمین هویت یافت و در این راستا، پژوهشگر برخاسته از این مرز و بوم که فرهنگ و هنر خود را وامدار میراث جاودانۀ پیشینیان می داند، به قصد همکناری با این دریای مانای معرفت به شیراز آمد تا جای پای عشق ماندگار سعدی را بر سر مزار او و در برآیند آثار سعدی پژوهان همدل و همزبان او بیابد؛ چرا که ز خاک سعدی شیراز بوی عشق آید هزار سال پس از مرگ او گرش بویی
قدوم فرخندۀ اندیشمندان، پژوهشگران، هنرمندان و سعدی پژوهان شرکت کننده در نخستین بزرگداشت یادروز سعدی بار دیگر حدیث عشق سعدی را پس از قریب به هشتصد سال درخاک گهرخیز فارس روایت کرد ودر ادای دین به درخت تناور فرهنگ و اندیشه، مشعل معرفت را برفراز فرهنگ و ادب کشور شعله ور ساخت.
در این میان، گرچه "طعن میزبانی صاحب خانه میهمان را روا نیست" که "مشتاق گل بسازد با خوی باغبانان"، لیکن هر صاحبدلی که از باریک اندیشیهای حکیمانۀ شیخ اجل بهره یافته و هر دردمندی که با زمزمه های عاشقانه اش جانی دوباره یافته و سرشک از دیدگان فرو چکیده باشد، اذعان دارد که شایستگی برگزاری این زادروز از سوی همشهریان ادب پرور و اندیشه ورز شاعر توانای این مرز و بوم در پرده ای از ابهام و ایهام بود.
آنچه مایۀ تأثر و تأسف بود، بی نظمی و بی برنامگی حاکم بر مراسمی بود که به نام گرامیداشت بزرگ ناظم غزل سرای پارسی برپاگشته بود؛ چیزی که به محض ورود میهمانان به شیراز بر همگان هویدا بود ، تبلیغات بسیار ضعیف برگزارکنندگان، نه تنها در رسانه های کشور که در سطح شهر شیراز بود؛ چنان که تا واپسین روزهای فروردین ماه کوچکترین نشانی از برگزاری این گرامیداشت در شیراز به چشم نمی آمد. گویا مسؤولین در حذر از حضور مردم عوام(!) در این گونه مراسم جلیل، ایشان را از برگزاری این یادروز بی خبر نگه داشته بودند.
نخستین خلل در اجرای مراسم پیش از آغاز آن هویدا شد و آن تغییر زمان برگزاری در آخرین روزها بود. جالب آنکه چون غیر از مدعوین با کارت دعوت، عوام را با اینگونه مراسم کار نیست،اعلام آن در رسانه های عمومی نیز ضروری به نظر نرسیده بود. آنچه دقت در برنامه ریزی(!) را بیش از پیش آشکار می ساخت، آماده نبودن برنامۀ مدون برای اجرای مراسم در روزی بود که بنابر اعلام قبلی قراربوده روز آغازین همایش باشد؛ به طوری که مسؤولین مرکز سعدی شناسی و بنیاد فارس شناسی نیز که خود برگزارکنندگان اصلی این گرامیداشت بودند، تا ساعتی پیش از مراسم افتتاحیه از ریز برنامه های دو روز آینده اظهار بی اطلاعی می کردند. پیگیری جهت کسب اطلاع از ریز برنامه ها به کشف نمابری از بنیاد فارس شناسی منتهی شد که خود با آنچه نهایتا به عنوان "ریز برنامه های علمی و فرهنگی و هنری بزرگداشت نخستین یادروز سعدی" منتشر و توزیع شد، تطابق دقیقی نداشت و صد البته که ریز برنامۀ مذکور نیز بیانگر صحیح و کاملی از آنچه در روزهای برگزاری شاهد آن بودیم نبود. گویا در آخرین لحظات با حضور جناب آقای "دکتر حداد عادل" در شیراز، سخنرانی رئیس محترم فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی در مراسم افتتاحیه گنجانده شده و شاید حضور دور از انتظار شاعر توانمند معاصر آقای "فریدون مشیری" ضرورت افزودن شب شعر و موسیقی در انتهای برنامه را به برگزارکنندگان یادآورشده بود.
بی نظمی حاکم بر مراسم افتتاحیه خود حدیث مفصلی است؛ اما با نگاهی اجمالی به برنامۀ روز اول آنچه بیش از همه نمایان بود و پژوهشگر مشتاق را به حضور در سالن سخنرانی فرا می خواند، حضور بزرگ اندیشمندی بود که پژوهش او در آثار سعدی و مولانا معروف هر آشنای به علم و ادب این مرز و بوم است؛ لیکن درست در لحظه ای که گوشها منتظر ضبط کلام و چشمها مشتاق دیدار استاد "دکتر عبدالحسین زرین کوب" مانده بودند، اعضای هیأت رئیسه (گویی تازه از این امر مطلع شده باشند) عذرخواهی استاد را از حضور در جمع به دلیل بیماری مختصر به استحضار حضار رساندند(!؟) و صد البته این امر به عنوان مهمترین رویداد روز اول کافی بود تا دیدۀ مدعوین را بر سایر مشکلات اجرایی چون آماده نبودن سالن و امکانات صوتی، اشتباه نگارشی عنوان همایش بر صدر جایگاه سخنران، اشتباهات فاحش گفتاری مجری برنامه، ضعف مدیریتی در پذیرایی از میهمانان و تأخیرهای گاه تا نزدیک به دو ساعت از برنامۀ اعلام شده فروبندد. گویا آنچه کمترین اهمیت را در برنامه ریزی مجریان به خود اختصاص میداد امر زمان بود و علاوه بر آن اصولا حضور کسی جز سخنرانان میهمان و جمعی از دانشجویان ادبیات دانشگاه شیراز (که ایشان هم به تبع سایر برنامه های سراسر کشور چندان حائز اهمیت نبودند،) برای برگزارکنندگان نیز غریب می نمود؛ چرا که اصولا جز برگزارکنندگان و دوستان و آشنایانی که احتمالا کارت دعوت افتخاری دریافت داشته بودند، کسی نباید از زمان و مکان برگزاری مطلع میبوده باشد!
سرانجام دفتر روز نخست با حذف یک سخنرانی در ابتدا و یک سخنرانی در پایان با حدود یک ساعت تأخیر بسته شد.در این روز جز نشست اول که به سخنرانی "دکتر جعفر مؤید شیرازی" ، "دکتر سیروس شمیسا" و "پروفسور آنجله میکله پیه مونتسه" مزین بود، باقی سخنان بیشتر جنبۀ تاریخی داشت و حضور در جلسات نقد و بررسی تاریخ ایران در قرن هفتم هجری را به ذهن متبادر می ساخت؛ اما تمام نگاه ها چشم انتظار سخنرانی روز دوم بود؛ همه در انتظار نیوشیدن گرامی ترین میهمان همایش و اندیشمند و پژوهشگر بزرگ کشور بودند که طبق برنامه سخنرانیش در روز دوم گنجانده شده بود . . .
اجلاس روز دوم نیز با قریب به یک ساعت تأخیر آغازشد. سالن بسیار پرجمعیت تر از روز نخست می نمود؛ چرا که خیل دانشجویان علاقمند و مشتاق دیدار دکتر "محمد ابراهیم باستانی پاریزی" به جمع شرکت کنندگان افزون گشته بودند؛ ولی صدحیف که باز هم به مانند روز پسین هیأت محترم رئیسه عدم حضور استاد به دلیل سفر به خارج از کشور را به اطلاع حضار رساند. آیا ستاد برگزاری نیز در همان ایام از سفر" استاد باستانی پاریزی" و بیماری مختصر "دکتر زرین کوب" آگاه شده بود؟!
به هر شکل بنیاد فارس شناسی و استانداری فارس بار سنگینی را که پس از برگزاری یادروز حافظ در سال گذشته بر دوش خویش احساس می کردند، بر زمین گذاردند و مدیون همشهری خطیب خود نماندند. به گواهی اکثر شرکت کنندگان بحمدلله و المنه همانند بسیاری از همایش های فرهنگی سالهای مدیریت اندیشمند و حکیم فرزانه جناب آقای "دکتر سیدعطاءالله مهاجرانی" بر این عرصه، بیان شیوای ایشان در مراسم افتتاحیه یکی از بهترین و ارزشمندترین سخنرانی های این گردهمایی بود؛ در میان سخنرانان نشست های علمی نیز سخنان ارزشمند تنها بانوی سخنران مجلس سرکار خانم "دکتر مهشید مشیری" که دربارۀ غزل ها و جهان بینی سعدی به ایراد سخن پرداخت، بیش از سایرین مورد توجه حضار واقع شد و در حاشیۀ همایش نیز بیشتر نگاه ها به حضور استاد "محمدرضا شجریان" و شاعر توانمند معاصر" فریدون مشیری" معطوف بود؛ اگرچه خبرنگاران با تهیۀ گزارش های متعدد و انجام مصاحبه با تنها اندیشمند شرق شناس حاضر در جلسات، سعی در بین المللی نمایاندن همایش داشته حضور اندیشمندان و سعدی پژوهان خارجی را در صدر اخبار خود قرارداده بودند.
"کوته کنم که قصۀ او یار دفتر است". در پایان به تمام کسانی که برگزاری یادروز برای امرای فرهنگ و هنر پارسی را وجهۀ همت خود قرارداده اند دست مریزاد گفته برای ایشان که پیام آور اعتلای بنیۀ فرهنگی این دیار کهن هستند آرزوی توفیق دارم. الطاف خداوند بدرقۀ راهتان باد.
"دگرش چو بازبینی غم دل مگوی سعدی که شب وصال کوتاه و سخن دراز باشد"