آخر قصۀ ما
آخر قصۀ ما دیو دو سر بسیار است |
چشمهها خشک شد و داس و تبر بسیار است |
|
گرچه تحقیق حقایق به دقایق بند است |
بهر خرفهم شدن مهلت خر بسیار است |
|
با همه غیظ اگر کاکل پوپک چیدند |
هدهد و کاکلی و شانهبهسر بسیار است |
|
ای ملائک که به سنجیدن ما مشغولید |
بنویسید که خیر اندک و شر بسیار است |
|
نعمت و فایده در توبرۀ سالوس است |
برکت از کد یمین رفت و ضرر بسیار است |
|
امن و توفیق و سلامت همه در راه خطاست |
در گذر از ره هموار خطر بسیار است |
|
چشم بد کور که بر خبط و خطا باز شود |
ورنه در کوی و گذر طشت دمر بسیار است |
|
ثمر آن است سخن را که به دل بنیوشی |
بهر اتلاف زمان نقل و سمر بسیار است |
|
بیکسی قسمت ثابتقدمان شد ورنه |
گرد هر اختر سیار قمر بسیار است |
|
نگه و زخمه به آلات طرب گرچه خطاست |
عشوۀ خفته به هر قوس کمر بسیار است |
|
حرف نو رونق بازار ندارد زین روی |
قفل کهنه به لب اهل هنر بسیار است |
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم شهریور ۱۴۰۳ ساعت 9:44 توسط حامد وحدت
|