آب که از سر گذشت، از رحمت خدا ناامید نشوید. احتمالش زیاده که کف استخر سوراخ باشه یا درست آببندی نشده باشه.
آب که سربالا بره، ترامپ کاندیدای دریافت جایزۀ صلح نوبل میشه.
آشپز که دو تا شد، باید دستمزدشون رو بکشیم رو منوی غذا.
آن را که حساب پاک است، از هک کردن پسورد چه باک است.
از دل برود هر آنکه از دیده برفت؛ مگر اینکه اینستاگرام داشته باشه.
اگه بخوای صبر کنی جوجه رو آخر پاییز بشماری، تا اون موقع مرغ همسایه غاز شده.
با آدم یهدنده هم بالاخره میشه یه جوری کنار اومد؛ به شرط این که اون یه دندهشم دندهعقب نباشه.
با یک گل بهار نمیشه؛ ولی بعید نیست آقای گل لیگ بشه.
بادآورده رو باد میبره؛ مخصوصاً اگه گوشیت پسورد نداشته باشه.
برای این که از چاله به چاه افتادنهاش رو توجیه کنه، با اعتمادبهنفس میگفت: تاحالا هیچکس از چاله به جایی نرسیده؛ حتی حضرت یوسف «زقعر چاه برآمد به اوج جاه رسید»
پلههای رسیدن به طناب دار رو نمیشمرن.
تا مرد سخن نگفته باشه، گرفتار حبس خانگی نمیشه.
تا معمار کج بخواد خشت اول رو صاف کنه، ثریا پایانکارش رو گرفته و واحدهاش رو هم فروخته.
جلوی ضرر رو هروقت میخوای بگیری، اینترنت بانک قطعه.
جواب ابلهان همیشه خاموشی نیست؛ میتونی بلاکشون کنی.
خیلی ادعاش میشد که به ساز هر کسی نمیرقصه، آخرش معلوم شد اصلاً رقصیدن بلد نبوده.
درسته خر ما از کرگی دم نداشت؛ ولی سم که داشت. هرچی باشه چند جفت نعل بیشتر از کرهالاغ کدخدا شکونده.
دل به دل راه داره؛ بهشرط اینکه هر دو جیپیاسشون روشن باشه.
دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است؛ بهشرطی که مجری برنامه یا دبیر همایش نباشی.
راست میگه که از پشت کوه نیومده؛ چون تعصب انقدر کورش کرده که هیچوقت حاضر نشده به اینور کوه حتی نگاهی هم بندازه.
رئیسجمهور در پاسخ کشاورزانی که برای رسیدگی به خشکسالی تجمع کرده بودند، گفت: انقدر وایستید تا زیر پاتون علف سبز شه.
زیر پای آدم که خالی شه، دیگه چه فرق میکنه مدال افتخار به گردنت باشه یا طناب دار.
سنگ بزرگ نشونۀ نزدنه؛ دروغ بزرگ نشونۀ خر فرض کردن مخاطب.
فکر کرد خرش از پل گذشته؛ ولی بهراحتی با یه سالتو دوباره روی پل بردمش.
کار امروز رو به فردا ننداز. بنداز پسفردا؛ شاید فردا یکی پیدا شد انجامش داد.
کسانی که تو حرفهاشون خیلی از این شاخه به اون شاخه میپرند، شاهدی بر نظریۀ داروین درمورد تکامل و اجداد اولیۀ انساناند.
کل اگر طبیب بودی، منشیای استخدام نمیکرد که دیپلم آرایشگری داشته باشه.
گربه برای رضای خدا یه جوری جوجهها رو میگیره که آخر پاییز کم نیاد.
گر صبر کنی، همون غوره رو بهعنوان حلوا به دوبرابر قیمت بهت قالب میکنن.
گرگه دستش به دنیا نمیرسید، میگفت: دنیا زندان مؤمنه. دلش رو که به دریا زد، دستش از دنیا کوتاه شد.
گفت: مگه من چه هیزم تری به تو فروختهم؟ گفتم: خشک و ترش رو نفهمیدم؛ وقتی زندگیمو به آتیش کشیدی، خشک و ترش با هم سوخت.
گفت: مواظب باش پاتو از گلیمت درازتر نکنی. گفتم: ما گلیممون کجا بود. ما خود پاهامون رو هم دودستی چسبیدیم که جای قسطهای عقبافتادهمون مصادره نکنند.
مرغ همسایه غاز نیست؛ با هوش مصنوعی این شکلی به نظر میرسه.
نرود میخ آهنین در سنگ؛ ولی موشکهای ایرانی در گنبد آهنین میره.
وایفای از خودت نیست، به چشموچارت رحم کن.
وایفای همسایه بازه؛ فرهنگ آپارتماننشینی کجا رفته؟
هرچی ازش خواستم از خر شیطون پیاده شه، گفت: حاشا و کلّا! کلی گناه کردم تا تونستم ازش بخرمش.
هرچی رشته بود، پنبه شد؛ مجبور شد بره یه بسته رشتۀ دیگه بخره.
«هرکه او طاووس خواهد جور هندستان کشد» مال قدیم بود؛ الان کافیه عدد یک را به شمارۀ زیر پیامک کنید.
هزار نکتۀ باریکتر ز نخ اینجاست که سوزن نمیبینه؛ وگرنه خوب بلده در و تخته رو به هم بدوزه.
هرکه بامش بیش، هزینۀ ایزوگامش بیشتر (تعداد دیشهای روی بامش بیشتر).
یه بار خواستم خودم رو به کوچۀ علیچپ بزنم، دیدم دیگه کوچه نیست؛ افتاده وسط اتوبان.
* یه عمری جفت پاهام رو کرده بودم تو یه کفش تا مواظب باشم کسی پا تو کفشم نکنه؛ اون هفته دیدم عکس اون لنگه کفشم رو گذاشتن تو اینستا که هرکس لنگۀ دیگۀ این کفش رو داشته باشه، باید با مدیرعامل بانک آینده ازدواج کنه.
کاریمثلاتورهای با رویکرد شهروندی:
آب که از سر گذشت، اضافهبهاش تو قبض ماه بعد میآد.
از کیسۀ زباله همان برون تراود که بوی گندش ساختمون رو برداشته.
با یک گل کسی آقایگل نمیشه.
بهترین ورزش دویدنه؛ ولی نه وسط حرف دیگران.
پول چرک کف دسته، شهرداری دلاک آنلاین و همیشه آمادۀ خدمترسانی.
چکهچکه جمع گردد، وانگهی قبض آبت میلیونی میآد.
چون چراغ عمرش رو به خاموشیه، تختش رو رو به چراغ چشمکزن سر چهارراه گذاشته.
حرف بیحسابکتاب جواب حسابی میطلبه.
خواهی نشوی رسوا، تو هم تو رفتوآمد همسایهها خیلی فضولی نکن.
درخت هرچه پربارتر باشه، بیشتر ازش بالا میرن.
در طبیعت همان تراود که یادتون رفته توی کیسۀ زباله بریزید.
دلار سبز سر سرخ رو از بالای دار پایین میآره.
دوست آن باشد که گیرد دست دوست؛ نه این که فقط پستهاش رو لایک کنه.
راه بسته و راننده خسته.
کار نیکو کردن از خالی کردن است؛ اما نه خالی کردن سطل زباله در جوی خیابان.
گاهی سلام سلامتی میآره، گاهی جوابسلام.
نور بالا نشانۀ شعور پایین است.
نیسان هرچه پربارتر، قانونگریزتر.
وقت طلاست تا وقتی که مال ماست.
یک دسته صدا نداره؛ یک دستۀ دیگه کل صداوسیما رو تصاحب کرده.
بازخوانی ضربالمثلها با عینک دنیای دیجیتال و فضای مجازی:
آن را که حساب پاک است، از هک کردن حساب چه باک است.
از دل برود هر آنکه از دیده برفت؛ مگر اینکه اینستاگرام داشته باشه.
بادآورده رو باد میبره؛ مخصوصاً اگه گوشیت پسورد نداشته باشه.
جلوی ضرر رو هروقت میخوای بگیری، اینترنت بانک قطعه.
جواب ابلهان همیشه خاموشی نیست؛ میتونی بلاکشون کنی.
دل به دل راه داره؛ بهشرط اینکه هر دو جیپیاسشون روشن باشه.
گروه واتساپ ادمین داره، ادمین هم اسکرینشات.
مرغ همسایه غاز نیست؛ با هوش مصنوعی این شکلی به نظر میرسه.
وایفای از خودت نیست، به چشموچارت رحم کن.
وایفای همسایه بازه؛ فرهنگ آپارتماننشینی کجا رفته؟
«هرکه او طاووس خواهد جور هندستان کشد» مال قدیم بود؛ الان کافیه عدد یک را به شمارۀ زیر پیامک کنید.
کاریمثلاتورهای بهداشتی/درمانی
آش نخورده . . . قرص ورم معده.
از ما برکت، ازمابهتران آسترازینکا.
دندان پوسیده، لبهای بوسیده.
کار نیکو کردن از پر کردن است؛ اما مواظب باش کارت به دکتر نکشه.
گاهی سلام سلامتی میآره، گاهی جوابسلام.
مرغی که انجیر میخوره، نوکش رو بوتاکس کرده.
میخواست ویزیت دکتر نده، هزینۀ گوگل کردنش روی عمل جراحی رو کم کرد.
هر که دندان دهد، خمیردندان دهد.
هر که صبح زود بدود، از قرص شب آسوده شود.
هزینۀ عمل و شیرینی کارکنان بیمارستان را قبل از مراجعه به پزشک باید جور کرد.
یه نخ سیگار از جیب بابا کش رفتن برای سلامتیش مفیده
کاریمثلاتورهای سیاسی/اجتماعی
آب که سربالا بره، ترامپ کاندیدای دریافت جایزۀ صلح نوبل میشه.
پلههای رسیدن به طناب دار رو نمیشمرن.
تا مرد سخن نگفته باشه، گرفتار حبس خانگی نمیشه.
تا معمار کج بخواد خشت اول رو صاف کنه، ثریا پایانکارش رو گرفته و واحدهاش رو هم فروخته.
دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است؛ بهشرطی که مجری برنامه یا دبیر همایش نباشی.
رئیسجمهور در پاسخ کشاورزانی که برای رسیدگی به خشکسالی تجمع کرده بودند، گفت: انقدر وایستید تا زیر پاتون علف سبز شه.
زیر پای آدم که خالی شه، دیگه چه فرق میکنه مدال افتخار به گردنت باشه یا طناب دار.
سنگ بزرگ نشونۀ نزدنه؛ دروغ بزرگ نشونۀ خر فرض کردن مخاطب.
کسانی که تو حرفهاشون خیلی از این شاخه به اون شاخه میپرند، شاهدی بر نظریۀ داروین درمورد تکامل و اجداد اولیۀ انساناند.
گربه برای رضای خدا یه جوری جوجهها رو میگیره که آخر پاییز کم نیاد.
گر صبر کنی، همون غوره رو بهعنوان حلوا به دوبرابر قیمت بهت قالب میکنن.
گفت: مواظب باش پاتو از گلیمت درازتر نکنی. گفتم: ما گلیممون کجا بود. ما خود پاهامون رو هم دودستی چسبیدیم که جای قسطهای عقبافتادهمون مصادره نکنند.
نرود میخ آهنین در سنگ؛ ولی موشکهای ایرانی در گنبد آهنین میره.
هرچی رشته بود، پنبه شد؛ مجبور شد بره یه بسته رشتۀ دیگه بخره.
کاریمثلاتورهای ساختهشده از ترکیب دو یا چند ضربالمثل:
آب که از سر گذشت، دندون اسب پیشکشی رو هم میشمرن.
آب که گلآلود شد، شتر دیدی ندیدی.
اگه بخوای صبر کنی جوجهها رو آخر پاییز بشماری، تا اون موقع مرغ همسایه غاز شده.
چاقو دستۀ خودشو دست لاغرو نمیده.
خواهی نشوی رسوا، خشت اول رو که کج نذار تا گربه دستش به گوشت برسه.
درسته خر ما از کرگی دم نداشت؛ ولی سم که داشت. هرچی باشه چند جفت نعل بیشتر از کرهالاغ کدخدا شکونده.
عاشق نشدی تا دنبال دستمال برای سردردت بگردی.
گربه برای رضای خدا یه جوری جوجهها رو میگیره که آخر پاییز کم نیاد.
گفت: مگه من چه هیزم تری به تو فروختهم؟ گفتم: خشک و ترش رو نفهمیدم؛ وقتی زندگیمو به آتیش کشیدی، خشک و ترش با هم سوخت.
هزار نکتۀ باریکتر ز نخ اینجاست که سوزن نمیبینه؛ وگرنه خوب بلده در و تخته رو به هم بدوزه.
یه کاری کن نه سیخ بسوزه نه کباب، نه دودش تو چشم کسی بره.