من اگر رئیس‌جمهور بشوم

تمام همت خویش را به‌کار‌می‌بندم که به‌جز از خدمت رندان نکنم کار دگر

به ادارۀ ثبت احوال می‌گویم: هر آن کسی که در این حلقه نیست زنده به عشق، شناسنامه‌اش را باطل و برایش گواهی فوت صادر کنند.

وزارت کودک‌ونوجوان تشکیل می‌دهم و آقای حکایتی را وزیر این وزارتخانه می‌کنم.

به وزارت آموزش‌وپرورش می‌گویم که فرهنگ شهرنشینی و آداب آپارتمان‌نشینی را در مقاطع مختلف تحصیلی تدریس کنند.

به شورای‌عالی‌امنیت‌ملی فرمان می‌دهم مراقب باشند معاشران گره از زلف یار باز نکنند تا دراز نشود و شب‌ها قصه را کوتاه کنند.

حضور خلوت انس جزو حریم خصوصی افراد است. نباید در آن دوستان جمع بشوند و اگر هم جمع شدند، به‌جای وان‌یکاد "شب شب عشق و شوره" بخوانند و برای فراز مزاحمت ایجاد نکنند.

پیران دانا را می‌گویم که حدیث از مطرب و می بگویند و از نصیحت‌کردن جوانان دست بردارند و آسایش دو گیتی را با محبت و مدارا برای جوانان سعادتمند فراهم می‌آورم.

از پیر مغان رخصت می‌طلبم که سجاده را با خون آنان که جوانان وطن را به خاک‌وخون کشیدند، رنگین کنم

اما در سیاست خارجی اگر هم‌پیمانان ما رفتند و حق صحبت دیرین نشناختند، هرگز پیمان دیگری امضا نمی‌کنم؛ بلکه پرگار دیگری می‌سازم تا دایرۀ چرخ کبود را چنان که برایمان مساعد باشد نقش کنم و یاران دیرین را باز به دست آورم.

باد شرطه را خواهم گفت که برخیزد و کشتی‌شکسته‌ها را به وسط خلیج ببرد؛ دیگر شکستگی آن‌ها را به گردن اون بنده‌خدایی که چهل سال پیش از دنیا رفته و کشورهای عربی حاشیۀ خلیج نمی‌اندازم؛ بلکه ترمیم آن را دستاویز قرار می‌دهم تا پای آشنایان را به منطقه باز کنم و با ایشان دیداری تازه کنم.