اولین روز که شیدات شدم یادم هست       مات و مبهوت تماشات شدم یادم هست 

اولین بار که بر گنج دلم دست زدی       بربودی ز دلم غصه و غم یادم هست 

من چه دیدم به نخستین نگهت یادم نیست       لیک بیتابی و شرم گنهم یادم هست 

قاصدکهای پیام آور دل را با شوق       بوسه دادی تو نهان از نظرم یادم هست 

با تو سنجاقک احساس چه پروایی داشت       که همه عمر به رویا بردم؟ یادم هست 

بی شک آن خاطره ها در دل من خواهدماند       تا بود تاج ندامت به سرم یادم هست