برای بردن ما احترام لازم نیست
وکیل و قاضی و ترفند و دام لازم نیست
بدون نامه بیایید و بیمجوز و بند
برای کشتن ما اتهام لازم نیست
به هر کسی که مرا کشت، آفرین گویید
از او گذشت کنید، انتقام لازم نیست
به هر دهان که ز هم باز گشت حمله کنید
چو در گلو خفه گردد قیام لازم نیست
هر آنکه خواب رهایی بدید، صیغه کنید
برای حجت شرعی دوام لازم نیست
چو جام جم به کف دشمنان آزادیست
فریب آینه و حذف نام لازم نیست
زمام و بند برای دهان کارگر است
عسس که پارس نماید، لگام لازم نیست
به جام و باده چه حاجت چو قاضیان مستاند
زوال عقل مهیاست، جام لازم نیست
نقاب ظلم چو افتد، به لاک خود نروید
برای خنجر خونین نیام لازم نیست
به روز واقعه باید امام را بکشید
برای شام غریبان امام لازم نیست
# حامد وحدت
این که کی تو نخ سکه و دلاره، به تو چه!
سر بیگناه کی بالای داره، به تو چه!
اون که هرروز با یه خودرو عازم زیارته
از کجا آورده و تا کی سواره، به تو چه!
اگه خون دل و جون مردمو کرده حراج
تا سحر کشیده و بازم خماره، به تو چه!
همه افسرده و پژمرده و لولند، چه به من؟
افق نگاهشون قامت یاره، به تو چه!
حافظ امنیت اموال مملکت اگر
اختلاس کرده و در فکر فراره، به تو چه!
دکتر و استاد دانشکدۀ مهندسی
با همه دکوپزش لنگ ناهاره، به تو چه!
توی جمع شاعرا شعر نهطنز من اگر
فاقد وزنه و قافیه نداره، به تو چه!
# حامد وحدت
ای کاش که اظهار گذرنامۀ ایران
در خارجه بر هموطنی ننگ نباشد
ای کاش که دینداری و اسلام و ولایت
در جنگ به ملیت و فرهنگ نباشد
ای کاش شکاف طبقاتی ده ما
در حد مگامتر و به فرسنگ نباشد
ای کاش در آنگه که وطن را بفروشند
بر مردمک دیدۀ ما زنگ نباشد
ای کاش مناجات سحر، نالۀ شبگیر
بی زمزمۀ عود و دف و چنگ نباشد
حامد به همینم که به کوری اجانب
در مهد وطن جای کسی تنگ نباشد
# حامد وحدت