"خسته نباشید استاد!" در اوج خستگی این کوبنده ترین پتکی بود که می توانست بر سرش فرود بیاید.

              " کلاس ما  بازداشتگاه نداره که کسی را به زور توش نگه داشته باشیم. من که الحمدلله تازه دارم دور می گیرم؛ اما هرکس خسته است، خواهش می کنم حضور کسالت بار خودشو به کلاس تحمیل نکنه و کلاسو ترک کنه."

   با این پاسخ رویش را به سمت تخته کرد تا مبحث تازه ای را آغاز کند؛ در عین حال که از پشت سر ش هم غافل نبود و افرادی را که پچ پچ کنان دیگران را به خارج شدن دعوت می کردند زیر نظر داشت. وقتی از نوشتن مطالب کلیدی مبحث جدید فارغ شد و رویش را به سمت کلاس برگرداند، با مشاهده تنها دانشجویی که در کلاس باقی مانده و باحوصله مشغول بازنویسی ماحصل تخلیه ذهن مشوش او بود، بهتش زد. با خود گفت:

     "چه انگیزه ای می تونه یک دانشجو رو ترغیب کنه که ساز مخالف بزنه و با حرکت هماهنگ دوستانش در ترک کلاس همراه نشه؟ آیا این واقعا ناشی از روحیه دانشجوییشه یا فقط صرف احترام به من راه تکروی رو پیش گرفته؟!"

       بیش از نیمی از وقت کلاس مانده بود و استاد با این که واقعا مطالب کافی برای پرکردن این زمان آماده نکرده بود، اصلا به روی خودش نیاورد و با طرح مثال ها و حل مساله های گوناگون سعی کرد به اشتیاق تنها مخاطبش پاسخ بگویدتا بدین طریق از روحیه دانشجویی وی تقدیرکرده باشد.

      وقتی مطمئن شد وظیفه آموزشی خود را به درستی انجام داده و مبحث را کاملا تفهیم کرده است، نوبت به مهمترین بخش کلاس که همانا حضوروغیاب بود رسید. خوب ذهنش را آماده کرد تا نام تنها دانشجوی مشتاق کلاسش را به خاطر بسپارد و به وقت مقتضی از وی تقدیرکند. پس سیاهه اسامی را به دست گرفت و نام وی را پرسید تا حضورش را ثبت کند؛ اما پاسخی که دریافت کرد، موجب شگفتی بی حدش شد:" استاد! من دانشجوی کلاس شما نیستم."

    این بار مساله انگیزه حضور سراپاگوش آن موجود مشتاق به فراگیری در کلاس و عدم همراهی بادیگران از زاویه ای دیگر در ذهن استاد نقش بست.آن موجود مرموز به این سوال استاد - درحالی که ضبط صوت کوچکی را که به همراه داشت، خاموش می کرد-  این گونه پاسخ داد:"راستش، همسرم که دانشجوی شماست، امروز سخت مریض بود؛ پس چون خیلی نگران غیبتش در اولین جلسه کلاس بود، من بهش اطمینان دادم که کل مباحث کلاس را براش ضبط و یادداشت می کنم تا از درس عقب نمونه."

        استاد برای لحظاتی از داشتن چنین دانشجویی و ارزشی که کلاس وی می تونسته برای او داشته باشد، به خود بالید؛ ولی بدون آن که به روی خودش بیاورد گفت: "اشکالی نداره عزیزم؛ همراهی صمیمانه یک زوج عاشق اینقدر ارزشمند هست که من عدم حضور فیزیکی ایشان را نادیده گرفته و حضورشان را ثبت نمایم"اما دریغ که پس از چندین بار مرور سیاهه پیش روی خود، نامی را که وی برزبان آورد درمیان آن نیافت . . . لذا با پرس وجوی بیشتر دریافت که همسر فداکار کلاسی را که باید به نمایندگی از شریکش در آن حضور می یافته اشتباه گرفته و برای وی توضیح داد که کلاس مورد نظر وی در اتاق متناظر این کلاس در طبقه بالا تشکیل می شده است!

·        *          *          *

           خسته از یک روز پرکار، درحالی که آزردگی از تلاش ناکامی که آن فرد برای خشنودکردن همسرش انجام داده بود، ذهنش را رها نمی کرد، وارد اتاق اساتید شد. مسوول امور کلاس ها ناگهان گویی با موجود خارق العاده ای مواجه شده باشد، از صندلی خود برجهید:"استاد! بی نظمی شما در اولین روز غیر قابل باور بود. دانشجویانتون تا همین چند دقیقه پیش منتظرتون نشسته بودند!"

                                        پس از ادای توضیح این که او در کلاس حضورداشته و مشغول تدریس بوده است، معلوم شد آن کس که کلاس را اشتباه گرفته و باید به کلاس طبقه بالا می رفته خود وی بوده است؛ و خروج دانشجویان از کلاس نه به واسطه حرف وی بلکه به دلیل آن بوده که باعدم حضور استادشان در کلاس، خود را ملزم به گوش فرادادن به بیانات خارج از موضوع فرد دیگری نمی دانسته اند و تنها مستمع سراپاگوش وی کسی بوده که به وکالت در کلاس حاضربود و استاد درس را نمی شناخته است.

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}