واژهنامۀ طنز: مدرک
مدرک: دبیزه، سند، فرنود، کارنامه، گواهینامه؛ زمان و مکان درک کردن، حوزۀ ادراک، آنچه بهوسیلۀ حواس باطنی ادراک شود؛ هر نوع نوشتهٔ خطی، چاپی، عکسی یا بهصورتهای دیگر و هر شیئی مادی که بتوان از محتوای آن اطلاعاتی به دست آورد، برگهای که نشانگر یا نمایشگر چیزی باشد؛ اطلاعات ثبتشده اعم از نوشتاری، دیداری و شنیداری که بهوسیلۀ اشخاص حقیقی یا حقوقی ایجاد شده و ارزش نگهداری داشته باشد؛ مردکی که تحت بازجویی عناصر خودسر قرار گرفته باشد؛ اعتبارنامه، دال بر تحصیلات یا صلاحیت و...، آنچه موجب اعتبار یا باور یا اطمینان شود؛ دادهای که برای اثبات صحت ادعایی یا تأیید صلاحیتی ارائه میکنند؛ محل به درک واصل شدن، دستاویزی برای به درک واصل کردن افراد؛ برای به اثبات رساندن ادعا در دادگاههایی که دادستان آن نمایندۀ دولت یا مدعیالعموم نباشد، به کار میآید؛ فیلم مستند بازسازیشده از صحنۀ وقوع جرم؛ وسیلهای برای اثبات یک ادعای دروغین در دادگاه و فضای مجازی و اتهام بستن به فردی که باید از فعالیتهای اجتماعی و سیاسی محروم شود؛ سندی که فقط اگر مؤید نظر دادستان باشد، اعلام وصول و در دادگاه به آن استناد میشود؛ انتشار آن در وضعیتی که اتفاقی افتاده که به مردم ربطی ندارد، موجب ناپدید شدن انتشاردهنده میشود؛ مجموعه اطلاعاتی که لازم باشد متهم زندانی پس از پی بردن به نظرات بازجو در کمال اخلاص و بدون هیچ اجباری و صرفاً بهدلیل پی بردن به اشتباهش پس از مدتها زندان انفرادی ارائه کند تا با استناد به آن بتوان او را محکوم (و درصورت لزوم معدوم) کرد؛ آنچه مسئولین امر بهصورت تلفنی به قاضی میگویند یا برایش ایمیل میکنند تا هنگام انشاء رأی به آنها استناد کند؛ برای دفع قضا و بلا هیچ فایدهای ندارد؛ یک جور ارائه میشود و صد جور به آن استناد میشود و هزار جور از آن بهرهبرداری میشود؛ گزارشی که معلوم نیست چه کسی آن را تهیه کرده، چه کسی در اختیار قاضی قرار داده و براساس کدام مادۀ قانونی میتوان به آن استناد کرد؛ سندی که ارائۀ آن در دادگاه موجب هیجانانگیزتر شدن روند دادرسی میشود.
مدارک: مدار کوچک؛ مسیری کوتاه برای چرخیدن دور کسی؛ مسیری کوتاه برای دور زدن قانون؛ یکی از مدارهای ناشناخته که همان بهتر که شناخته نشود؛ بدین ترتیب هرکس دلش بخواهد میتواند بگوید آن را در اختیار دارد و هیچکس هم نمیتواند برای از بین بردن آن اقدامی انقلابی یا تروریستی بکند.
مدرک تحصیلی: گواهی فارغالتحصیلی؛ برگهای دال بر آغاز مرحلهای جدید در زندگی فرد و تغییر هدف تلاشهایش از نمره گرفتن از استاد به جستوجو برای یافتن کار و گرفتن مطالبات قانونی خود از کارفرما؛ سالها پیش مؤثرترین وسیلۀ پیشبرد اهداف در زندگی در داستانها و افسانهها بوده است؛ موضوع پیشپاافتاده و غیرضروری که ظاهراً باید تعیینکنندۀ موقعیت شغلی و درآمد افراد باشد، ولی مخصوصاً درمورد کسانی که با معرفی یکی از مسئولان استخدام شدهاند، هیچ نقشی ندارد؛ کاغذ باطله؛ در اثر تلاشی بیهوده حاصل میشود؛ بهترین گواه برای پاسخ به سؤال «علم بهتر است یا ثروت»؛ ابزاری برای ورود به دمودستگاه کسانی که ثروت و مکنتی دارند و آموختن راه سعادت و موفقیت از آنها؛ بهانهای برای رد کردن خواستگارها و نشستن در انتظار شاهزادهای با ماشین شاستیبلند؛ برای اعتبار دادن به کسانی که قرار است مسئولیتی عالی در ادارۀ امور کشور را بر عهده بگیرند، به آنها میدهند.
مدرک معتبر: مدرکی که چنان سربرگ و مهر و هولوگرام آن جعل شده باشد که حتی کنجکاوترین (فضولترین) خبرنگارها هم نتوانند به تقلبی بودن آن پی ببرند.
مدرکگرایی یا مدرکمحوری: نوع نگاه دستگاههای دولتی برای شناسایی و نمایش حمایت از متخصصین در هر حوزه؛ معضلی است که از بیتوجهی مدیران به اهمیت مهارت و تجربه در استخدام دولتی پدید میآید؛ یکی از ابعاد افزایش معضل بیکاری در برخی از کشورها؛ در کشوری که اگر کسی وارد نظام مهارت شود، آیندۀ روشنی ندارد و قوانین استخدامی کشور شایستگی او را به رسمیت نمیشناسد، نظام آموزشعالی به سمتوسوی مدرکگرایی پیش میرود؛ سیاستی که باعث میشود جریان اجتماعی جامعه بهسمت تحصیلات دانشجویی برود و بعد با معضلاتی مانند وفور فارغالتحصیلان در رشتههایی که بازار کار ندارند، روبهرو شود؛ در جامعهای که صرف داشتن مدرک نماد موفقیت، توانایی و فرهنگ و نمایانگر منزلت، پرستیژ اجتماعی، حقوق اقتصادی و اجتماعی و شغل باشد و هدف پژوهش در دانشگاهها فقط نمره گرفتن و ثبت مقالۀ آی.اس.آی و ارتقای رتبۀ علمی و دانشگاهی استادان باشد، پرورش مییابد.
مدرکسازی: بنا کردن مدرک؛ مدرکی که آن را بنوازند؛ مدرکی که با آن بنوازند؛ نوعی تقلب در جوامعی که همهچیز صوری و از محتوا تهی شود و معیار انتخاب افراد، مدرک تحصیلی باشد؛ پذیرش دانشجو و دادن مدرک به دانشجویان در دانشگاهها فقط با واریز هزینۀ تحصیل و بهرهگیری از خدمات دانشجویی در مدت لازم برای اخذ مدرک پس از ثبتنام؛ خرید مدرک تحصیلی؛ تهیۀ مدرک تحصیلی و دانشگاهی در زمان کوتاه؛ روشی آسان برای بستن دهان یاوهگویانی که سالهاست در انتظار به کار گرفته شدن در اداره یا مؤسسۀ تحت مدیریت پدر شما کفش پاره کردهاند؛ پرینت گرفتن مدرک دکترا برای داوطلبین نمایندگی مجلس؛ برای تغییر وضعیت شغلی کسانی که سفارششدۀ مقامات باشند، هیچ ضرورتی ندارد؛ برای اثبات آنچه بازجو به مسئولان مربوطه قول داده است که متهم اعتراف کند، به کار میآید.
مدرک فنیحرفهای: گواهینامهای که از اعتبار خاصی برخوردار نمیباشد و هیچ امتیازی را برای دارندگان آن به ارمغان نمیآورد؛ اگرچه برای انتخاب شدن به عنوان مدیر آموزشگاههای هنری از میان افراد جویای شغلی که هیچ مهارتی ندارند، میتواند مؤثر باشد؛ مهمترین کاربرد آن فروختن امتیاز وام خوداشتغالیای است که افراد با داشتن این مدرک میتوانند بگیرند، به دلالان و بنگاههای معاملات اسناد رسمی؛ تعدّد آن در استناد به تحصیلکرده و هنرمند بودن عروس خانم در جلسۀ خواستگاری کاربرد دارد.